نمره ها رو که می خواستند بدهند، دل توی دلم نبود که چند می شم. معلم جلوی تخته سیاه می ایستد و با همون حس خداگونه که انگاری نتیجه ی اعمالمون توی دستش هست، به چهره ی تک تک ما خیره می شد و یکی یکی اسمها رو می خوند و برگه تصحیح شده رو به دستهای لرزان ما حواله می کرد، تا نوبت به من برسه، قلبم هزار بار از کف پا تا مغز سرم رو بالا و پایین میکرد و رنگ رخسارم از سفید یخچالی تا قرمز گوجه فرنگی تغییر توناژ می داد. خدا می دونه که چه حجم استرسی در این بین، به ما دانش آموزان نگون بخت وارد می شد. 

معیار سنجش برای خودمون، پدر و مادرمون، مدرسه، اجتماع ، اون نمره هایی بود که با رنگ قرمز بالای برگه های امتحانی ثبت می شد، هر چه به بیست نزدیکتر، زرنگتر، باهوشتر، مقبولتر، خوبتر....

این روند ادامه داشت...برگه های امتحانی، کارنامه هر ثلث، کارت های آفرین و صد آفرین و هزار آفرین از دبستان به راهنمایی،از راهنمایی به دبیرستان و سپس روزنامه ی کنکور و در نهایت بوردهای دانشگاه ، تو را محک می زدند. تو را اندازگیری می کردند. عدد بیست به تو اعلام می کرد که تو بهترینی و همین. 
بدبختی از روزی که دانشگاه تموم می شد، تازه شروع می شد. بدون عدد و رقم به دنبال معیار سنجش،کدامین در را دق الباب می کردیم؟

با معلم ریاضی دخترک در حال چونه زدن هستم.

معلم انگلیسی چشم آبی با مهربانی گزارش می دهد: ساحل در سطح خودش خیلی خوب است و روند رشدش رو به بالاست.

مامان سمج: «خب ، الان ساحل دقیقا در چه سطحی است؟» 

معلم انگلیسی چشم آبی با جدیت: در سطح 7c.

مامان سمج: « یعنی در بالاترین سطح».

معلم انگلیسی چشم آبی با جدیت: بالاترین سطح 8 است و ساحل در سطح 7، اما در سطح 7c و هدف ساحل این است که تا آخر سال به 7a برسد. که با روندی که در حال طی کردنش هست، حتما نتیجه ی مطلوب را به دست می آورد.

مامان سمج: « اما چه جوری می تونه به سطح 8 بره».

معلم انگلیسی چشم آبی با اخم: قرار نیست ساحل به سطح دیگری برود. سطح ساحل ۷ است و در همین سطح هم حرکت رو به جلو خواهد داشت.

حالا اینجا من حسابی کلافه شده ام و نمی تونم بفهمم که چرا ساحل نباید برای سطحی بالاتر تلاش کند. 

معلم ریاضی حال من را تا حدودی درک می کنه، شاید از بس که با پدر و مادرهای امثال من ، زیادی سر و کله زده ، خانواده هایی که به دنبال عددیم، به دنبال اندازه، به دنبال سنجش، به دنبال مدرکی برای نشان دادن توانایی ها، دانایی ها، ...به خودمون ، به بقیه.... در پی گرفتن نمره ی کامل برای اثبات هوش، استعداد، توانمندی ....انگاری جور دیگری نمی تونیم ، خودمون رو ارزیابی کنیم. خودمون رو معرفی کنیم، از خودمون حرف بزنیم...

معلم انگلیسی چشم آبی دردمندانه: در آغاز هر سال تحصیلی، سطح دانش آموزان تعیین می شود و تلاش ما بر این است که در طول یک سال، دانش آموز با شیبی آرام، رشد کند. در برنامه ی تحصیلی ، دستورالعملی مبنی بر جهش و پرش گنجانده نشده است. سنجش عددی نداریم. اندازگیری سانتی متر و متر نداریم. زرنگ و تنبل، خوب و بد نداریم. فقط رشد می کنیم، بدون فشار، بدون اضطراب، بدون عجله...

معیار ارزیابی : رشد با شیبی آرام، همین!