نامش مجسمه ي آزادي است. 
تنش جوان است. 
سينه ها بكر، پوشيده باحريري نازك ، بي هيچ تلاشي ،عيان شده اند. 
پاها در جدال با تافته اي زمخت ،استوار رو به سوي مقصدي آشكار در حال حركتند. 
بالهاي شكوهمندعقاب روي شانه ها، براي پروازي بلند ، خيز برداشته اند. 
اما سري در كار نيست، آنجا كه براي آزادي نوايي سر دادي.