سهم من
زن گفت:
همه ي سهم من از مادرم، گوشه ي دامن آبي رنگش بود كه تنگ در مشت كوچكم مي فشردم تا مبادا در ميانه ي دنيا گم شوم.
و من به دست مادرم فكر مي كردم كه مدام از من دزديده مي شد تا در ميانه ي كابوسهايم گم شوم.
همه ي سهم من از مادرم، گوشه ي دامن آبي رنگش بود كه تنگ در مشت كوچكم مي فشردم تا مبادا در ميانه ي دنيا گم شوم.
و من به دست مادرم فكر مي كردم كه مدام از من دزديده مي شد تا در ميانه ي كابوسهايم گم شوم.
+ نوشته شده در 2017/2/5 ساعت 21:4 توسط سمیه تیرتاش
|
روزمرگی