عمل برخاسته از آزادی
این روزهای پر ترس و امید ، روزهای غریبی است. روزهایی که با اضطراب از خواب برمی خیزم، با دلهره اخبار را دنبال می کنم، میان یاس و امید نوسان می کنم و شب با هزاران سوال بی پاسخ به خواب می روم؛ برای یافتن پاسخ، اتفاقات اخیر را با هزاران اتفاق تاریخی دیگر مقایسه می کنم، رخدادهای مشابه را زیر ذره بین می گذارم و سعی می کنم با استفاده از شباهتها و تفاوتها ، آینده ای را پیش بینی کنم تا شاید از این ابهام جانکاه گذر کنم. اما همه ی تجسس ها و تحلیل ها به فضایی سخت مه آلود ختم می شود. فضایی گنگ و پرهیاهو که واضح ترین صدایی که در آن به گوشم می رسد طرح این سوال است : آیا این (نه! )ی تاریخی که زنان به جد و بی هیچ شک و شبه ای با صدایی رسا بر سر هر کوی و برزن اعلامش می کنند و بر آنچه که نمی خواهند پافشاری می کنند، سرانجامی خواهد داشت؟ سوالی که شاید طرح اولیه اش چند سال پیش با ظهور ویدا موحد بر سر جعبه ی برق خیابان انقلاب در ذهنم شکل گرفت.
و اما امروز وقتی خسته و بیمار از سپری کردن هفته ای پرآشوب با تنی تبدار پشت میزم نشستم تا التیامی برای ذهن درمانده ام بیایم ، اتفاقی گذرم به کتاب (از نشانگان خود لذت ببر)، نوشته ی اسلاوی ژیژک افتاد و پاسخم را یافتم.
ژیژک در بخشی از کتاب در ادامه ی توضیحی که بر عبارت (عملِ برخاسته از آزادی ) دارد ، بر چند نافرمانی سمبلیک تاکید می کند: (نه!) ی آنتیگونه به کرئون ، به قدرت حکومتی که دفن کردن برادرش را ممنوع کرده است ولی آنتیگونه وقعی به حکم حکومتی نگذاشته و بدون درنظر گرفتن تبعات فعلش، برادرش را به خاک می سپارد؛ عمل او دقیقا عمل انتحاری است، او خود را از جماعتی کنار می کشد ، به موجب آن او هیچ چیز جدیدی ، هیچ برنامه ی مشخصی عرضه نمی کند، فقط بر خواسته ی غیر مشروط خود اصرار می ورزد. در جای دیگر از (نه!)ی که تیتو و همراهانش به استالین گفتند، یاد می کند ؛ (نه!) ای که باعث گسست آغازین در سنگ یکپارچه ی کمونیست می شود ودر ادامه با تمثیلی نمادین (نه!)ی ایشان را به عبور از رودخانه ی روبیکون تشبیه می کند. آنها از رودخانه گذشتند بدون اینکه بدانند چه چیزی آن سوی رودخانه انتظار آنها را می کشد، بدون اینکه بدانند چه بر سرشان خواهد آمد. رودخانه ای که ژولیوس سزار در سال ۴۹ قبل از میلاد با لشکریانش از آن عبور کرده و با انجام این عمل ، سر به نافرمانی در برابر حکومت روم برداشت و بدین ترتیب وارد جنگی با رم شد. گذشتن از رودخانه ی روبیکون اشاره ای نمادین به رویدادی دارد که نمی توان تغییرش داد و آبستن پیامدهای مهمی در آینده است. ژیژک با اشاره به نمونه های مختلف مخالفت و تاکید بر انجام عملی که چشم انداز مشخصی را برنمی تابد و تنها گسستی است که پس از آن هیچ چیز همانگونه که بوده است نمی ماند و عامل خود را به طور ریشه ای دگرگون می کند، عمل را ، ایجاد گسست را ، رخدادی که برخاسته از خواستی واضح باشد را امری زنینه می داند. امری که بر عمل تاکید می کند و به آنچه که می خواهد اصرار می ورزد و (نه!) ای قاطع به آنچه نمی خواهد می گوید و به سرانجام عمل وقعی نمی نهد و اینگونه گسستی غیرقابل ترمیم بر سنگ بنای باورهای متحجرانه ایجاد می شود.
روزمرگی